Saturday, February 20, 2010

عربدهكشى مزدوران گردآورى شده اطلاعات آخوندها، باعث آزار و شكنجه روانى مجاهدان اشرف شده است


امروز شنبه اول اسفند ماه نيز مزدوران ولىفقيه ارتجاع كه وزارت بدنام اطلاعات آنها را از داخل و خارج ايران گردآورى كرده و از حدود دو هفته پيش به ورودى قرارگاه اشرف فرستاده است، به شعار دادن و عربدهكشى و تهديد به حمله از طريق بلندگو ادامه دادند تا باعث آزار و شكنجه روانى مجاهدان اشرف شوند.
اين مزدوران با عربده كشيهاى خود به ويژه باعث ايجاد مشكل و شكنجه روانى براى بيماران شهر اشرف كه در بيمارستان كنار درب ورودى بسترى هستند شدها ند. درحال حاضر بيماران بسترى در اين بيمارستان كه عموماً بيماريهاى حادى مانند سرطان دارند، امكان آسايش و طى كردن مراحل مداوا را ندارند.
پزشكان اشرف تأكيد مىكنند بيماران اشرف كه تاكنون به علت محدوديت و محاصره دارويى و امكانات درمانى در شرايط دشوارى بهسر مىبردند، به علت سلب آسايش در تمامى ساعتهاى روز بهخاطر عربدهكشيهاى مزدوران اعزامى وزارت اطلاعات بر مشكلاتشان افزوده شده و پيشبرد مراحل درمانى آنها با دشواريهاى بيشترى مواجه مىباشد.
آنان از سازمانهاى بشردوست بينالمللى و پزشكان بدون مرز خواستهاند تا با دخالت خود به اين وضعيت هرچه سريعتر پايان دهند.
مصاحبه دكتر وحيد:


برادر مجاهدم اكبر شفت مبتلا به سرطان هست كه تحت عمل جراحى قبل از 9ماهه قرار گرفته و بايستى در حال حاضر شيمى درمانى بشه علت شيمى درمانيش هم اينه كه بيمارى به شكمش انتشار پيدا كرده و متاستاز داره يعنى (پارا آور تيك ليف نوت مستاستيز) يا انتشار تومور به داخل شكم و غدههاى لفاوى شكمى پيدا كرده من كيسش رو با پزشكان متخصص سرطان شناس آنكالوژيستها مشاوره كردم و در جوابى كه اونها به من دادند داروهاى مورد لزوم برادر مجاهدم اكبر رو مشخص كردند كه سه دارو هست كه اين سه دارو رو ما از خارج خودمون تهيه كرديم چون با توجه به شرايط حصر اشرف و محاصره اشرف عملاً چنين چيزى در اختيار ما نيست و ما مجبور هستيم كه خودمون اين داروها رو خودمون تهيه بكنيم و اين داروهاش رو از خارج تهيه كرديم و آورديم بهرغم اينكه داروها تهيه شده و داروها آماده هست و تقريباً چهارده پانزده روزه كه الان اكبر در اين بيمارستان بسترى شده معالاسف تا اين نقطه هيچ اقدامى براى دادن اين داروها به برادرم اكبر نكردند و خيلى ما در اين زمينه پيگيرى كرديم و دنبال كرديم كه چرا اينقدر به عقب مىاندازند و چرا يك درمان بيمار سرطانى را انجام نمىدهند. جداى از بيمارى برادر مجاهدم اكبر اون چه كه اين مسأله رو الان تشديد كرده اين چيزيه كه الان ما دم درب اشرف شاهدش هستيم اين روزها اين چند روز اخير يك عده عناصر وزارت اطلاعات رژيم تحت عنوان خانواده اومدن دم درب اشرف با حمايت كميته سركوب اشرف و با ماشينهاى ارتش و پليس اومدند دم درب اشرف به عربدهكشى و فحاشى پرداختند بلندگوهاى خيلى قوى و چند بانده در اختيارشون گذاشتند و با صداى بلند اينها شروع مىكنند به ركيكترين حرفها رو زدن به عربدهكشى كردن به فحاشى كردن و فاصله اونها تا اين بيمارستان هم خيلى كم هم هست بهطورى كه، مخل آسايش اين بيمارها شده از جمله برادرم اكبر شفقت و هم‌چنين بيمارهاى ديگرى كه اين‌جا بسترى هستند، مخل آسايششون شده و سروصداى اونها مانع استراحت و آسايش اينها هست وقتى سؤال مىكنى اينها كيها هستند مىگند نفر عربده كش اونها رو مىگند مصطفى محمديه كه از كاناد اومده اين مصطفى محمدى مزدور وزارت اطلاعاته اين جنايتكار هر حرف ركيكى از دهانش در مياد دم در مىگه فىالواقع غيرقابل تحمله اين وضعيت من از سازمانهاى حقوقبشرى از مجامع بينالمللى از پزشكان بدون مرز درخواست مىكنم كه هرچه سريعتر به اين مسأله رسيدگى بكنند و مانع ادامه اين وضعيت بشوند و اجازه بدند كه اين بيمارهاى ما استراحتشون رو بكنند و اجازه بدند بيمارهاى ما تحت مداوا و درمان قرار بگيرند و به اين وضعيت ننگين وشنيعى كه الان اين مزدوراى وزارت اطلاعات دم درب اشرف و با حمايت كميته اشرف ايجاد كردند خاتمه بدند.
مصاحبه اكبر شفقت:
من اكبر شفقت هستم بيمارى سرطان دارم الان دو هفته است من رو آوردن براى مداواى شيمى ـ درمانى ولى امروز و فردا كردند رسيدگى نمىكننديك روز مىگند اين‌جا مداوا مىكنند يك روز مىگند اونجا مداوا مىكنند الان معلوم نيست وضعم چه باشه درد شديدى دارم ديشب دوتا آمپول قوى هم بهم زدن هيچ تأثيرى نكرد دردم رو شكم و جاى ديگر است ديشب تب زياد داشتم سريع بهم سرم بستند اين وضعمه ولى يك چيز ديگر هست كه من رو بيشتر از اين آزار مىده اين، اين سرو صداييه كه از صبح تا شب اينها راه انداختند يك مدتيه بلندگو گذاشتند فحش مىدند عربدهكشى مىكنند شكنجه روانى واسه ما راه انداختند ، من خودم 13، 14سال تو زندان بودم درست همين كارها رو اونجا مىكردند مىآوردند بلندگو مىگذاشتند نوحه خوانى مىكردند فحش مىدادند تهديد مىكردند حمله مىكردند الان دارند همون كارها رو اين‌جا مىكنند بالاخره اين‌جا بيمارستانه يانه؟ من وضعم اينجوريه هستند كسانى كه مثل منند اين‌جا هم بيمارستانيه كه بايد جاى آسايش باشه آخه اين درسته كه اين بلا را سرما بيارند آخه اين بيمارستان بايد جاى آسايش باشه نه اين كه يكسرى اين بلاها رو سرشون بيارند من خودم مىخواستم از نوبه خودم به سازمانهاى بينالمللى به سازمانهاى حقوقبشرى شكايت كنم از دست اينها از دست اين كميته سركوب اشرف از دست رژيم ايران و مزدوراش ما به قيمت خيلى گرون دوا رو برداشتيم باصطلاح دارو از خارج برداشتيم آورديم خريديم آورديم اين‌جا الان دو سه هفته است همينجورى اينور و اينور مىكنند و مىخوام شكايت بكنم از دست اى مصطفى محمدى مزدور اصلى وزارت اطلاعات كه صحنه گردون اين‌جاست از صبح تا شب پشت بلندگو فحش مىده تهديد مىكنه من مىخوام به مقامات كانادايى از اين موضوع شكايت بكنم چرا نمىگذاره توى آسايش باشيم من وضعم خرابه اين سروصداهايى كه اينها مىكنند آخه سازمانهاى بينالمللى كجا هستند سازمانهاى حقوقبشر كجاهستند من بهشون شكايت مىكنم از دست اين عربدهكشى از دست اين فحش و بدو بيراه بالاخره چرا بيمار نبايد استراحت داشته باشه.

No comments:

Post a Comment