استراتژى قيام و سرنگونى
اشرف كانون استراتژيكى نبرد
نقدينه بزرگ ملت درمبارزه آزادىبخش با رژيم ولايت
پيام به رزمندگان ارتش آزادى
و نيروهاى انقلاب دموكراتيك در سراسر ميهن اشغال شده
مسعود رجوى-اسفند 88
سلسله آموزش
براى نسل جوان در داخل كشور
(قسمت يازدهم)
اشرف كانون استراتژيكى نبرد
نقدينه بزرگ ملت درمبارزه آزادىبخش با رژيم ولايت
پيام به رزمندگان ارتش آزادى
و نيروهاى انقلاب دموكراتيك در سراسر ميهن اشغال شده
مسعود رجوى-اسفند 88
سلسله آموزش
براى نسل جوان در داخل كشور
(قسمت يازدهم)
![]() مسعود رجوي رهبر مقاومت ايران |
فصل يازدهم: دجاليت و تحريف
گفتيم كه رژيم ولايتفقيه يك ديكتاتورى دينى دجال و ضدبشر با خصيصه صدور ارتجاع و تروريسم تعريف مىشود.
با سرشت و كاركردهاى ضدبشرى اين رژيم كم و بيش آشنا هستيم. حالا مىخواهيم در مورد ابعاد باورنكردنى دجاليت خمينى وتحريف و دروغ در رژيم ولايتفقيه صحبت كنيم. اما اول صبر كنيد كمى راجع بهمعنى و سابقه تاريخى كلمه دجال بگويم:کلمه دجّال در لغت، صيغه مبالغه، برگرفته از دَجَل بهمعنى دروغ وخدعه و نيرنگ است.
مىگويند «دجال» فردى است كه در آخر زمان ظهور مىكند. منتهاى فريب و رياكارى و تزوير و دروغگويى است. بسيارى مردمان را مىفريبد. حق را باطل و باطل را حق جلوه مىدهد. جادوگر ماهرى است كه با جنبل و جادو كار مىكند. يك چشم و يك سويه نگر يعنى بسيار قشرى و دگم است. جلوى او ديوارهاى از اوهام و دود و آتش است و وعده مىدهد كه در پشت سر، نان و بركت بسيار همراه دارد. بر خرى سوار است و ولايت دارد كه از هر موى آن آوايى افسون كننده برمىخيزد و سرگينش، نقل و نبات جلوه مىكند.
مسيحيان دجال را «مسيح دروغين» مىخوانند چرا كه دشمن و ضدمسيح است اما خود را در جاى مسيح «روح خدا» معرفى مىكند. در رساله اول يوحنا «روح دجال» روحى است كه عيساى مجسم را انكار كند «و آن دجال است».
دل بدو دادند ترسايان تمام
خود چه باشد قوت تقليد عام؟
در درون سينه مهرش كاشتند
نايب عيسيش مىپنداشتند
او بهسر دجال يك چشم لعين
اى خدا فرياد رس، نعمَ المعين
مسلمانان دجال را «رأس الكفر»، سردمدار حق ستيزى، ضد خدا و دشمن خدا مىدانند. گويى كه تجسم همان روح پليد شيطان است. در خبر است كه سرانجام قائم منتظَر، كه عيسى مسيح يارى كننده و ياور اوست، دجال را از پا در مىآورد و مهلت شيطان بر فرزند انسان، اينچنين پايان مىيابد
ادامه مطلب.

No comments:
Post a Comment